موزیک کده

منوی دسته ای
تبلیغات شما

.:: آخرین مطالب ::.

متن تمام اهنگ های داریوش

 

البوم همصدا

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : خانه سرخ


خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
عاری از خون پهنه ی برزن و میدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر می خیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم کش بد
تا دم صبح سحر سینه ی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است
ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
عاری از خون پهنه ی برزن و میدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که برمی خیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : سال دو هزار



سال سقوط ,سال فرار
سال گریز و انتظار
عصر شکفتن فلز
سال سیاه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بی نهایت زیر صفر
نهایت معراج ذهن
اندیشه ی تفسیر صفر
تو ذهن ماشینهای سرد
معنای عشق و احتیاج
روی نوار حافظه
یعنی یه درد بی علاج
سال به بن بست رسیدن
پنجه به دیوار کشیدن
از معنویت گم شدن
تن به غریزه بخشیدن
قبیله یعنی یه نفس
هم خونی معنا نداره
همبستگی خوابیه که
تعبیر فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گریز و انتظار
پاییز تلخ و بی بهار
سال سیاه دو هزار
سالی که خون تو رگها نیست
قلب فلزی تو سینه است
وقتی که تفسیر زمان
شکستگیه آیینه است
قبیله یعنی یه نفس
هم خونی معنا نداره
همبستگی خوابیه که
تعبیر فردا نداره
تو اون روزایی که میاد
کسی به فکر کسی نیست
هرکی به فکر خودشه
به فکر فریاد رسی نیست
همه به هم بی اعتنا
حتی به مرگ هم دیگه
کسی اگه کمک بخواد
کی میدونه اون چی میگه
توی کتابای لغت
سفیده برگا همیشه
نه دشمنی نه دوستی
هیچی نوشته نمیشه
این ناگزیره واسه ما
سیر صعودی تا سقوط
همیشه قصه ی صدا
تمومه با حرف سکوت
وقتی که آیینه ی عشق
سیاه بشه زیر غبار
وقت طلوع فاجعه است
می رسه سال دو هزار

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : خاموش نمیرید


بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید از این مرگ نترسید
کز این خاک بر آیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید وز این نفس ببرید
که این نفس چو بندست شما همچو اسیرید
شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه وا میرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
همه زندگی آن است که خاموش نمیرید
که خاموش نمیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
خموشید خموشید خموشی دم مرگ است

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : روله



آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر دیوار بیرونه داره بیغوش چپیخونه خون ریزونه
میدون به میدون سْر از خون جوونم
میدون به میدون سْر از خون جوونم
جونم دراسی جون شیرین جوونم
جونم دراسی جون شیرین جوونم
حبیبم ای رول و گلم سی چی میری
قربون مردن روله جون نری اسیری نری اسیری
غم دنیا رو پامون دیده تنگ
ز رهر شو یار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو ای با تیر غیبی
کجا ای صاف جنگ شیشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمین که قیمت میدون دست براره
مو که نتونم بخونم چی چی نوشته
از پلنم به حال خون که خم بهشته
سر دیوار بیرونه داره بیغوش چپیخونه خون ریزونه

 

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : پند حافظ


این چه شوریست که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
هر کسی روز بهی می طلبد از ایام
علت آن است هر روز بتر می بینند
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
بوته دانان همه از خون جگر میبینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می بینم
این چه شوریست که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر می بینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم
پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن
که من این پند به از گنج گوهر می بینم

 

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : خوزه فلیسیانو
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : وطن



وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زندانی
وطن قصیده ی ویرانی
ستاره‌ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه می‌ریزند
سحر دوباره بر می‌خیزند
بخوان که دوباره بخواند
این عشیره ی زندانی
گل سرود شکستن را
بگو که به خون بسراید
این قبیله ی قربانی
حرف آخر رستن را
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردم
امروز ما امروز فریاد
فـردای ما روز بزرگ میعاد
بگو که دوباره می‌خوانم
با تمامی یارانم گل سرود شکستن را
بگو که به خون می‌سرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ایران بگو به ایران

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : گلایه



برای گفتن من ، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم را
به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ی پل
ای که نزدیکی مثلِ من ، به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم
تو بخونی تا بدونی از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ی فردای من نیست
این ترانه ی زواله ، این صدا ، صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم


متن کل آهنگ های آلبوم کهن دیارا

» آهنگ ساز : بابک افشار
» تنظیم : احمد پاداش
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : بمان مادر



لنگر می‌زند بر شیشه‌ها سرپنجه باران
نسیم سرد می‌خندد به غوغای خیابانها
دهان کوچه پر خون می‌شود از مشت خمپاره
فشار درد می‌دوزد لبانش را به دندانها
زمین گرم است از باران خون امروز
زمین از اشک خون‌آلوده خورشید سیراب است
ببین آن گوش از بُن کنده را در موج خون مادر
که همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
در ماتم‌سرای خویش را بر هیچکس مگشا
که مهمانی بغیر از مرگ را بر در نخواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
زمین گرم است از باران بی‌پایان خون امروز
ولی دلهای خونین جامگان در سینه‌ها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در
که قلب آهنین حلقه هم آکنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
نگاه خیره را از سنگفرش کوچه‌ها بردار
که اکنون برق خون می‌تابد از آیینه خورشید
دوچشم منتظر را تا به کی بر آستان خانه می‌دوزی
تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید
نخـواهی دید نخـواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
ببین آن مغز خون‌آلوده را آن پاره دل را
که در زیر قدمها می‌تپد بی هیچ فریادی
سکوتی تلخ در رگهای سردش زهر می‌ریزد
بدو با طعنه می‌گوید که بعد از مرگ آزادی
زمین می‌جوشد از خون زیر این خورشید عالم سوز
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز
زمین گرم است از باران بی‌پایان خون امروز
ولی دلهای خونین جامگان در سینه‌ها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در
که قلب آهنین حلقه هم آکنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
نگاه خیره را از سنگفرش کوچه‌ها بردار
که اکنون برق خون می‌تابد از آیینه خورشید
دوچشم منتظر را تا به کی بر آستان خانه می‌دوزی
تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید
نخـواهی دید نخـواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

» شاعر : احمد شاملو
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : در این بن بست


دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبی‌ست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می‌زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبیست نازنین
و در این بن‌بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند
به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی‌ست
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد
روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبی‌ست نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می‌کنند و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : بپا خیزید



به پا خیزید الا ای سوگواران
الا ای وارثان سربداران
به پا خیزید اگر زخمیِ دردید
اگر با شب‌پرستان در نبردید
به پا خیزید که نااهلان به کارند
همه مردان عاشق سربدارند
به پا خیزید
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
کشیدند تازیانه بر تن ما
نشاندند دشنه دشمن به دلها
دل بی‌کینه را بر نیزه کردند
تن گلگونه را در مسلخ و بند
به روی چشم ما شب را کشیدند
گلوی سربداران را دریدند
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
اگر فریاد ما در شب گناه است
اگر امروز دل ما بی‌پناه است
بخوان با ما سرود فتح فردا
که فردا می‌رسد با پرچم ما
بخوان با ما سرود فتح فردا
که فردا می‌رسد با پرچم ما
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : نا رفیق



ما ظاهرا رفیقان . بس نارفیق بودیم
هر پشت اعتمادی زخمی به خنجر کردیم . رخمی به خنجر کردیم
هر سینه رفیقی با تیغ کین دریدیم
خودکرده ها چه آسان . نسبت به داور کردیم . نسبت به داور کردیم
هر جایی هوس را تا خواهشی بر آریم
اسکندران ملکی . صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
ما خون عاشقان را در لاله ها شکستیم
بر حجله های آنان . آن لاله زیور کردیم . آن لاله زیور کردیم
با خون آن دلیران آسان وضو گرفتیم
در جام شهد دوستان زهر مکرر کردیم . زهر مکرر کردیم
هر جایی هوس را تا خواهشی بر آریم
اسکندران ملکی . صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک افشار
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : خاک خسته


نعره کن ای سرزمین جان سپردن نعره کن
نعره کن ای خاک خسته خاک گلگون نعره کن
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست
این همه جوخه این همه دار
این همه مرگ این همه عاشق خفته در خون
این همه زندان این همه درد
این همه اشک نعره هایت کو خاک گلگون
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست
خاک گل مردگی و قحطی و آفت زدگی
وطن تعزیه در مرگ و مصیبت زدگی
شب یاران شب زندان شب ویرانی ماست
شب اعدام رفیقان گل و نور و صداست
این همه جوخه این همه دار
این همه مرگ این همه عاشق خفته در خون
این همه زندان این همه درد
این همه اشک نعره هایت کو خاک گلگون
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست
خاک گل مردگی و قحطی و آفت زدگی
وطن تعزیه در مرگ و مصیبت زدگی
شب یاران شب زندان شب ویرانی ماست
شب اعدام رفیقان گل و نور و صداست


متن کل آهنگ های آلبوم راه من

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : روز اول



گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
یادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم


روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنیدم
توی آینهء دیروز کاشکی فردارو میدیدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زیرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد


گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

عشق اولین توبودی باتومن عشقوشناختم
ای توعشق آخرینم رفتی و دردو شناختم
باتومن عشقو شناختم باتومن زندگی ساختم
ازکسی گلایه ایی نیست اگه باختم بتو باختم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم



هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بیادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد

روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنیدم
توی آینهء دیروز کاشکی فردارو میدیدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زیرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : چکاوک


کـجــای ایـن جــنـگـل شــب
پنهون می شی خورشیدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـی کــشــی چــکـاوکم

چرا بـه من شک می کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو

دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : راه من


اینک زیر نورافکن اوج شعرمن آخرین پرده قصه ، قصۀ مردی که غرورش را رها نکرده
هر چه ، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود مثل هیچکس نبود شبیه من بود،
چون پرنده اگر لرزیدم زیر باران، اگر ترسیدم وحشتم را به تو بخشیدم ،سقوطم را به چشم دیدم حال فهمیدم چه دل شکن بود ،
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم
صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود
خواب خوب بی قفس بودم بی تو رفتم با تو برگشتم خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه این تمام خواب وطن بود
این کار من بود ، این کار من بود
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم ،
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم
سایه بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم کارم از نو سرزدن بود
این راه من بود ، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : روزنه


تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
دیباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
چیزی به من از باران چیزی به من از پرواز
چیزی به من از گریه چیزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رویم درسنگرِ یک آغوش
بر متن شب خاموش.

شب حوصله می سوزد وقتی که تو درخوابی
ظلمت همهء دنیاست وقتی تو نمی تابی
تندیسهء تنها ئی درخوابی و زیبا ئی
مهتابی و بر پیکر دوری و همینجائی
درخانهء ظلمت پوش
توروزنه نوری .................

چیزی به من از باران چیزی به من از پرواز
چیزی به من از گریه چیزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رویم درسنگرِ یک آغوش
بر متن شب خاموش

تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
دیباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
درسنگرِ یک آغوش

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : تلنگر


نه زمین خاکِ قدیمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار میکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبیله ما یکی یکی کم میشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره
شیشهء نازک دل منتظرِ تلنگره


غم سفره های خالی دستای نحیف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شریف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تیرباران شقایق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فریاد
همه این هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن میشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره
شیشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

 

» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : محمدجواد سام نژاد
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : کار من


کارِمن .....
منم که جنگلی بی زمین بود
به جرم کشف گل در اوین بودم
ترانه مال مردم نت به نت پیدا ، ولی گم بود
تمام حسرتِ من بوی گندم بود

رویا خود بیداریه
زخم تو زخمی کاریه
کار تو بالا رفتنه
رها شدن کار منه
این کار من بود
این کار من بود
این راه من بود
این راه من بود


متن کل آهنگهای آلبوم خاموش نمیرید

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : گرگ بیابون



جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا
چنون نی می‌زنه غمناک می‌خونه
که کوهسار از غمش سردر گریبونه
میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه
میگن گرگ میگن گرگ
جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا
چنون نی می‌زنه غمناک می‌خونه
که کوهسار از غمش سردر گریبونه
که کوهسار از غمش سردر گریبونه
میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : گفتگو با دل



به تو می‌گم که نشو دیوونه ای دل
به تو می‌گم که نگیـر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
به تو می‌گم عاشقی ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
عقلم رو زیر پا گذاشتی رفتی
تو من رو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
من رو جا گذاشتی رفتی
به خدا من رو رسوا کردی ای دل
همه‌جا مشتم رو وا کردی ای دل
فتنه بر پا کردی ای دل
من رو رسوا کردی ای دل
می‌دونم تو دیگه عاقل نمی‌شی
تو دیگه برای من دل نمی‌شی
می‌دونم تو دیگه عاقل نمی‌شی
تو دیگه برای من دل نمی‌شی
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
به تو می‌گم که نشو دیوونه ای دل
به تو می‌گم که نگیـر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
به تو می‌گم عاشقی ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
ولی هیچکی نمی‌دونه که اون از عشق نالونه
دل و جونش تو ایرونه دل و جونش تو ایرونه
میگن گرگ
میگن فریاد خشم اون دل کوه رو می‌لرزونه
میگن گرگ
تو دستش نی می‌شه خنجر یکی دشمن نمی‌مونه
میگن گرگ
مثال رستم دستون میاد از جنگلها بیرون
میگن گرگ
به زیر پای اسب اون می‌شه کاخ ستم ویرون
می‌شه کاخ ستم ویرون
میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه
میگن گرگ میگن گرگ
جوون مرد و بلند بالا توی کوه و توی صحرا
چنون نی می‌زنه غمناک می‌خونه
که کوهسار از غمش سردر گریبونه
که کوهسار از غمش سردر گریبونه
میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه
ولی هیچکی نمی‌دونه که اون از عشق نالونه
دل و جونش تو ایرونه دل و جونش تو ایرونه
میگن گرگ
تنی تنها تنی زخمی دلش یکجا نمی‌مونه
میگن گرگ
سراپا خشم بی‌پایون براش دنیا یه زندونه
میگن گرگ
همه جون رو چنون آرش به تیری در کمون داره
میگن گرگ
نداره لحظه‌ای آروم به پیکر تا که جون داره
به رگها تا که خون داره
میگن گرگ بیابونه میگن گرگ بیابونه
میگن گرگ میگن گرگ

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : روله



آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر دیوار بیرونه داره بیغوش چپیخونه خون ریزونه
میدون به میدون سْر از خون جوونم
میدون به میدون سْر از خون جوونم
جونم دراسی جون شیرین جوونم
جونم دراسی جون شیرین جوونم
حبیبم ای رول و گلم سی چی میری
قربون مردن روله جون نری اسیری نری اسیری
غم دنیا رو پامون دیده تنگ
ز رهر شو یار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو ای با تیر غیبی
کجا ای صاف جنگ شیشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمین که قیمت میدون دست براره
مو که نتونم بخونم چی چی نوشته
از پلنم به حال خون که خم بهشته
سر دیوار بیرونه داره بیغوش چپیخونه خون ریزونه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : خانه سرخ


خانه سرخ است



خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است



باری از خون ، پهنه ی برزن و میدان سرخ است



ده به ده ، پرچم خشم است که بر می خیزد



مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است



تا گل خونی فریاد در این باغستان



ساقه از ضربهء شلاق زمستان سرخ است



وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران



تا در این دشت ، غرور کینه داران سرخ است



روسیاه است اگر این شب مردم کش بد



تا دم صبح وطن ، سینه ی یاران سرخ است



با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است



ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : با من از ایران بگو


یاور از ره رسیده با من از ایران بگو

از فلات غوطه در خون بسیاران بگو

باد شبگرد سخن چین ، پشت گوش پرده هاست

تا جهان آگه شود ، بی پرده از یاران بگو

شب سیاهی می زند بر خانه های سوکوار

از چراغ روشن اشک سیه پوشان بگو

پرسهء یأس است در آواز این پیتارگان

از زمین ، از زندگی ، از عشق ، از ایمان بگو

سوختم ، آتش گرفتم از رفیق نارفیق

از غریبه ، آشنا ، یاران هم پیمان بگو



ضجهء نام آواران زخمی به خاموشی نزد

از خروش نعرهء انبوه گمنامان بگو

قصه های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت

از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو

با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ

از گل خشمی که می روید در این گلدان بگو


متن کل آهنگ های آلبوم بچه های ایران

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : عبدی یمینی
» تنظیم : عبدی یمینی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : به بچه هامون چی بگیم


به بچه های تو و من
وقتی یه روز بزرگ شدن
فردا که میخوان بدونن
کجا به دنیا اومدن
بگو جوابمون چیه
حرفه حسابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه

گناه هر چی که گذشت
به گردن ما بود و هست
از ما اگر بتی شکست
بت های تازه جاش نشست
هیچکس به غیر از خود ما
از خود ما فریب نخورد
هیچکس به غیر از خود ما
ما رو به بیراهه نبرد

به بچه هامون چی بگیم
بگیم که بی هویتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : بچه های ایران



بچه ها این نقشه جغرافیاست
بچه این قسمت اسمش آسیاست
شکل یک گربه در اینجا آشناست
چشم این گربه دنبال شماست
بچه ها این گربه ......
ایران ماست.
بچه ها این سرزمین نازنین
دشمن بسیار دارد در کمین
داغ دارد هم به دل هم بر جبین
بوده نامش از قدیم ایران زمین
یادگار پاک قوم آریاست
بچه ها . بچه ها
از گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بایست داد
فارق از هر زنده باد و مرده باد
سر براه مملکت باید نهاد.
مام میهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها این پرچم خیلی قشنگ
پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بی انتهاست
بچه ها این خانه اجدادی است
گشته ویران تشنه آبادی است
خسته از شلاق استبدادی است
مرحم دردش کمی ......
آزادی است
مرحم دردش کمی آزادی است
بچه ها این کار فردای شماست
این کار فردای شماست

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» تنظیم : آرمن آهارونیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : با شما آینده گانم

با شما آیندگانم ای جهانسازان خشنود
ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت
قرن استعمار خاک و قرن استثمار انسان
قرن تن دادن به دارو دل بردن از دیاران
قرن دلالان خون و قرن همخوانه فروشان
قرن ضحاکان پیرو سلطهء افعی بدوشان
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت

» شاعر : اکبر آزاد
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : آرمن آهارونیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : بغض



گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست

تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل
 
» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : آندرانیک
» تنظیم : آندرانیک
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : پرسه



پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
تو شبای پرسه دلواپسی که میخوام دنیا رو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم به کدوم زبون تو رو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف می شه به هم رسید همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله پسین وداع ، غزلهای عشق رو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها و محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
کوچه ها و خونه ها و محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
برام از خاطره سنگری بساز، بید بی ریشه رو شن باد میبره
نسل بی گذشته رو خاک غریب ، مثل شخم کهنه از یاد میبره
می خوام از باغچه سبز امروزم ، سبد خاطره هامو پر کنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن شهر سالخوردگی هامو پر کنم
کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
 
» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : آندرانیک
» تنظیم : آندرانیک
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : حریق دریا


حریق دریا رو ببین
ماهی های سوخته رو آب
از تاول پوست زمین
گرمی گیره مخمل خواب
شاعر بی چشم و دهان
گم شده در وزن زمان
شاپرک های بی غزل
مرثیه گوی عاشقان
هفت شهر عشقت رو بذار
قدم قدم گریه کنم
در این هوای بی کسی
با دلکم گریه کنم
بذار از این دنیای بد
دنیای کور نابلد
سفر کنم تا خواب تو
به اعتماد شونه هات
تکیه کنم تکیه کنم
بذار بشم خراب تو
دنیا یه روز شبیه تو
شبیه خواب تو میشه
این همه آبادی بد
یه روز خراب تو میشه
حریق دریا میگذره
حریر شبنم میرسه
به زخم کوچه های شب
نسیم مرهم میرسه
بذار از این دنیای بد ...
پشت غزل گریه ی من
رنگین کمون سر می زنه
می چکه رنگ هاش رو زمین
طلسم ظلمت می شکنه...
بذار از این دنیای بد ...
بذار که توپ مرواری
سنگرها رو پر کنه از
ترانه های ناب تو
بذار پلنگ زخمی هم
برای یک بار که شده
قاب بگیره مهتاب تو
بذار بشه خراب تو..
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : با شما آینده گانم (کر)



با شما آیندگانم ای جهانسازان خشنود
ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت
قرن استعمار خاک و قرن استثمار انسان
قرن تن دادن به دارو دل بردن از دیاران
قرن دلالان خون و قرن همخوانه فروشان
قرن ضحاکان پیرو سلطهء افعی بدوشان
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت

متن کل آهنگ های آلبوم مسبب
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : زهره


رختخواب مرا مستانه بنداز
توپیچ پیچ ره میخانه بنداز
عزیزم سوزنه دست تو بودوم
میون پنجه و شصت تو بودوم
نازنینم مه جبینم
بخوابم بلکه در خوابم ببینم
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالی و خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجایی زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سخت گشتی از من و کردی چنین خوارم
خود نکردی ز اکراهت نازنین یارم
من همچو تو دارم آخر خدایی زهره
بود هنگامه غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تا بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و گفتنها بس رازهایی زهره
 
» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : سقف (گوگوش)



سقف ما هر دو یه سقف دیوارامون یه دیوار
آسمون یه آسمون بهارامون یه بهار
اما قلبامون دوتا دستامون از هم جدا
گریه هامون تو گلو خنده هامون بی صدا

نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز
تو مثل گنگی رمز توی یک کتیبه ای
که همیشه با منی اما برام غریبه ای

هنوزم ما می تونیم خورشیدو از پشت ابر صدا کنیم نمی تونیم؟
می تونیم بهارو با زمین خسته آشنا کنیم نمی تونیم؟

هم شب و هم گریه ایم درد تو درد منه
بگو هم غصه بگو دیگه وقت گفتنه
بغض ما نمی تونه این سکوتو بشکنه
مردم از دست سکوت یکیمون حرف بزنه
 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : بالای نی



وقت از نی کر شدن وقت عریان‌تر شدن
گم شدن پیدا شدن بی در و پیکر شدن
رد شو از هر نا بلد در عبور از فصل بد
رو به این بی منظره این غزل کش این جسد
این همه بی خاطره این همه بی پنجره
خیل خود جلاد تلخ این زلال باکره
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
قاریان ما به دار خلوت ما بی حصار
مسلخ سبزینه ها جنگل بی برگ و باد
بشنو از این زخم جان بشنو از این ناگهان
بشنو از من بی دریغ در حضور غایبان
رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ
رد شو از این زان حریر رد شو از دیوار مرگ
پر کن از نی نای نی بغض سیل آسای نی
بشنو از دل ضربه‌ها بشنو از آوای نی
وقت از نی کر شدن وقت عریان‌تر شدن
گم شدن پیدا شدن بی در و پیکر شدن
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
قاریان ما به دار خلوت ما بی حصار
مسلخ سبزینه‌ها جنگل بی برگ و باد
بشنو از این زخم جان بشنو از این ناگهان
بشنو از من بی دریغ در حضور غایبان
رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ
رد شو از این زان حریر رد شو از دیوار مرگ
پر کن از نی نای نی بغض سیل آسای نی
بشنو از دل ضربه‌ها بشنو از آوای نی
وقت از نی کر شدن وقت عاشق‌تر شدن
گم شدن پیدا شدن وقف یکدیگر شدن
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
بشنو از نی‌های نی بشنو از بالای نی
 
» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : محمد اوشال
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : منتظر (گوگوش)



مثل اسم خودم اینو می دونم
می دونم که یک نفر یه روز میاد
می دونم که وقتی از راه برسه
هرچی که خوبه وایه منم می خواد
درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم
مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم
وقتی از راه برسه با بوسه ای
قفل این غمستونو وا می کنه
منو تو یه شهر دیگه می بره
با هوای تازه آشنا می کنه
درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم
مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم
توی این خونه دربسته
توی این صندوق سربسته
همه آرزوهام دور میشه
میون دیوارای سنگی
میون این همه دلتنگی
شوق زندگی از من دور میشه
یه نفر داره میاد دیوارا رو برداره
یه نفر داره میاد زندگی رو میاره
درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم
مژده دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم
توی این خونه دربسته
توی این صندوق سربسته
همه آرزوهام دور میشه
میون دیوارای سنگی
میون این همه دلتنگی
شوق زندگی از من دور میشه
تو اونی اون یک نفر ای همشب تن خسته
میتونی کلید باشی واسه درهای بسته
درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم
مژده دیدنتو تو کوچه ها جار می زنم
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : چی بگم


چی بگم وقتی که آفتاب نمیتابه وقتی بارون نمیباره
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون میناله
وقتی دیواری به دستی نمیلرزه
دل سلاخی از این حوض پر از خون نمیترسه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمیخونه
توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه
وقتی حوضا پُره خونه دستا بستن
شعر آزادی را هیچکی نمیخونه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت
رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت
بی تو ای آزادی ای والا کلام
گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت
 
» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : مثل تو (گوگوش



صدای تو بیداری بیشه
آواز سبز برگه
صدای تو پر وسوسه مثل
شبخونی تگرگه
صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
تصویری از آواز صریح
قندیل نور و برفه

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو منو باور نکرد
هیچ کی با من مثل تو
توی نقب شب من سفر نکرد
هیچ کی مثل تو نبود
ساده مثل بوی پاک اطلسی
یا بلوغ یه صدا
میون دغدغهء دلواپسی

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

تو غرورت مثل کوه
مهربونیت مثل بارون مثل آب
مثل یه جزیره دور
مثل یه دریا پر از وحشت خواب

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو نرفت
هیچ کی مثل تو نموند
شعرای تنهاییمو
هیچ کی مثل تو نخوند

همه حرفام مال تو
همه شعرام مال تو
دنیای من شعرمه
همه دنیام مال تو

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود
 
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : من و تو



شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
میگم ای دل . دل آلوده به درد
اگه روزی بکشم ناله سرد
آه و نالم میگیره دومنشو
آتیش عشق میسوزونه تنشو
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
تو مصیبتکشی ای دل . میدونم
میون آتیشی ای دل . میدونم
داری پرپر میزنی . جون میکنی
اینو از اشکای چشمت میخونم
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
دیگه دل طفلکی دیوونه شده
مثل من دربدر از خونه شده
نداره هیچکسو این دل . میدونم
دیوونه همدم دیوونه شده
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

متن کل آهنگ های آلبوم به من نگو دوستت دارم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : نیستی



چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش, که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی, تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز, مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند


گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : نجات


نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده
بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار
تنم دیوار بین ماست
تنم را ایز میان بردار
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
همیشه در مساف مرگ نقاب از چهره میافتد
چه در میدان چه در بستر
پس از بیماری ممتد
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره ام بردار
به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است
بمیرانم زوالم ده
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مهمان ناخوانده



در شبی غمگینتر از من
قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم

» شاعر : ایرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : بابک بیات
» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : جنگل


جنگل

پشت سر ، پشت سر

پشت سر جهنمه

روبرو ، روبرو

قتلگاه آدمه

روح جنگل سیاه

با دست شاخه هاش داره

روحمو از من میگیره

تا یه لحظه می مونم

جغدا تو گوش هم می گن

پلنگ زخمی می میره

راه رفتن دیگه میسن

حجلهء پوسیدن من

جنگل پیره

قلب ماه سر به زیر

به دار شاخه ها اسیر

غروبشو من می بینم

ترس رفتن تو تنم

وحشت موندن تو دلم

خواب برگشتن می ینم

هر قدم به هر قدم

لحظه به لحظه سایهء

دشمن می بینم

پشت سر ، پشت سر

پشت سر جهنمه

روبرو ، روبرو

قتلگاه آدمه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : گذشته های دور



یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور
اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور
روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی
با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی
روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی
با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم
از دم صبح تا غروب با تو هم بازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت

یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودیم
سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : به من نگو دوستت دارم



حالا که کار تو شده
پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
که باورم نمیشه
نگ وفقط تو رو دارم
که باورم نمیشه
تو بااین چرب زبونی
هی به من دروغ میگی
میخواهی گولم بزنی
هی به من دروغ میگی
به من نگو دوستت دارم
که باورم نمیشه
نگو فقط تو رو دارم
که باورم نمیشه
تو با دل شکسته ام
انقده جفا نکن
تو اگه دوستم نداری
اینجوری بد تا نکن
به من نگو دوست دارم
که باورم نمیشه
نگو فقط تو رو دارم
که باورم نمیشه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : دیوار


از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم
هنگامه حیرانی است خود را به که بسپاریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
یک عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بریم ابریــم و نمی‌باریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید گفتیم که بیداریم
دوران شکوه باد از خاطرمان رفته‌است
امروز که سد بسته‌است خشکیده و بی‌باریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
یک عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بریم ابریــم و نمی‌باریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید گفتیم که بیداریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم
هنگامه حیرانی است خود را به که بسپاریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مرگ شب


برای من که در بندم چه اندوه آوری ای تن
فراز وحشت داری
فرود خنجری ای تن
غم آزادگی دارم
به تن دلبستگی تا کی؟
به من بخشیده دلسنگی
شکستنهای پی در پی
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
چرا تن زنده و عاشق
کنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ آزادی
گرفتار قفس بودن
قفس بشکن که بیزارم از آب و دانه در زندان
خوشا پرواز ما حتی به باغ خشک بی باران
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
در آوار شب و دشنه
چکد از قلب من خونآب
که میبینم من عاشق
چه ماری خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پی آزادی انسان
نمیترسم من از بخشش که اینک سر که اینک جان
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
اگر پیرم اگر برنا
اگر برنای دلپیرم
به راه خیل جان بر کف که میمیرند، میمیرم
اگر سرخورده از خویشم من مغرور دشمن شاد
برای فتح شهر خون
تو را کم دارم ای فریاد
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : صادق نوجوکی
» تنظیم : صادق نوجوکی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مصلوب



به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم حالا میرم بی‌کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آواز هم این بود ته بن‌بست داد کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنی‌ها رو می‌گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شرف نفس من گه شد قفس من
به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن
توی شب‌های سکوت فریاد من بود
ته جنگل خواب بیــــداری رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تیغ خشم خلیل بر قلب نمــــرود
در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم
بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم
از کسی که مثل بختک تو شب‌هام انداخته سایه
یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلایه


متن کل آهنگ های آلبوم سفره سین

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : چی بگم


چی بگم وقتی که آفتاب نمیتابه وقتی بارون نمیباره
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون میناله
وقتی دیواری به دستی نمیلرزه
دل سلاخی از این حوض پر از خون نمیترسه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمیخونه
توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه
وقتی حوضا پُره خونه دستا بستن
شعر آزادی را هیچکی نمیخونه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت
رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت
بی تو ای آزادی ای والا کلام
گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت

» شاعر : زویا زاکاریان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : سفره سین



پلاس کهنهء اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی میتازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز و زمین ای دوست
بنگر بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز
پلاس کهنهء اندیشه را دور باید انداخت

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

به شاد باش شمیم بارش نم نم
به فال نیک دیدار گل مریم
بیا تا یک نفس شکرانهء امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
بزن ای طبل باران
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

تماشا کن در آینهء نوروز
نمیبینی غبار قصهء دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

سلام سایهء سالار سرو ناز
سرود سار و سهره سرود عشق ورزی
سپیده سیل سوسن در سحرگاه
سمن بود ساعت سرشار سرسبزی
سمن بود ساعت سرشار سرسبزی
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : عصر ما (هاتف)



عصر ما عصر بلا عصر لمس انتها
عصر فقدان حقیقت عصر انکار خدا
عصر تشویش و گله عصر پاپوش و تله
عصر افعی عصر گرگ معصیت های بزرگ
عصر خواری عصر ذلت دورهء کوچ عصر هجرت
موسم بی اعتنائی عصر زندان نه رهائی

عصر دفن واژهء عشق عصر تهمت عصر بحران
عصر کشتار خلایق عصر شک به عرف و ایمان

روی امتداد این عصر ما فراموش شده گانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم

عصر بی هویت من سر بلندی اراذل
جزوه های تکه پاره قوم رنجیده و غافل

عصر بغض و عصر کینه عصر قداره و سینه
قامت انسان به دار کل سهم ما همینه

روی امتداد این عصر ما فراموش شده گانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : کودکی ها (هاتف)



حکم جریمه نماز نیمه
گالش نمدار چتر کجاوه
لقمهء ناشتا موندهء دیشب
لذت نذری ماه مبارک
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

گولهء برفی جمعهء تبدار
ولو تو کوچه موشک کاغذی
نبش سر پیچ ماته خیابون
وایساده هر روز لباس قرمزی
بره های بریده سر کنار جوی آب شاه
تعزیه های دیدنی تر گریه های گاهگاه

آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

سکهء براق ماهی مرده
گردوی پوچ تلخ دم عید
آب تنی من تو حوضک سبز
حرص و کلنجار با جدول ضرب
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

اذون مغرب نوای قرآن
کوچهء تاریک وحشت هر آن
نحسی سیزده مشغول بازی
ایوونه خالی ترانه سازی
دود سیاه حموم بازار
نالهء جارو تو محل صبح ساعت چهار
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

باغ آینه با طعنه و سنه
خواب و بختک گذشته های منه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : ساده (هاتف)



سفرم به عمق چشمات هجرت غریب و عاشقانه داشت

سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت
یه دل سادهء ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود

من همون لحظهء اول آخر راه و میدیدم
طپش عشق و تو رگهام عاشقونه می شینیدم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم

تو شدی خون تو رگهام
من دیگه خودم نبودم
برای نفس کشیدن
حالا محتاج تو بودم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت
یه دل سادهء ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود

من همون لحظهء اول آخر راه و میدیدم
طپش عشق و تو رگهام عاشقونه می شینیدم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم

» شاعر : شهرام دانش
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : بابک بیات
» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : خسته نشو (هاتف)



اون که به من تو زندگی غصه میده تو هستی
اون که برای موندنت جون میکنه من هستم
اون که به من قدرت زندگی میده تو هستی
اون که برای عشق تو پر میزنه من هستم
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

عزیز بی پناه من بذار تو سر رو دستام
نمیتونه گریه هاتو ببینه قلب تنهام
بگو برات چکار کنه قلب من شکسته
حالا که پلهای سفر تو رودخونه نشسته
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

فرصت عاشقی داره تو قلب ما میمیره
اون که اسیر عشق نشه قلبش و مرگ میگیره
من که هنوز نمیتونم دل بسپارم به رفتن
بذار که خون عشق تو بریزه تو رگ من
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته


صفحات

تبلیغات
آمار بازدید
  خوش آمدید


نویسندگان:

درباره نوبسنده
reza ٍ
ایمیل :
آمار بازدید :